تحقیق بی ذی نفع، مثل عاشق بی زر است

در چند روز اخیر فرصتی دست داد تا نتایج تز خودم را که در حوزه داده کاوی با داروهای خاص و پرهزینه سازمان تامین اجتماعی بود و بیشتر شامل داروهای سرطانی و وارداتی می شد را به دوستانی در وزارت بهداشت نشان دهم.

وقتی شروع کردم به بیان ساختار مدل و اینکه مدل هیبرید داده کاوی من چه کار می کند و … یکی از مدیران ارشد حاضر در جلسه گفت نتایجت را نشانم بده. مدل را من نمی فهمم.

جنگی رفتم فصل پنج و نتایج و تفسیر های برآمده از فصل چهار را نشان دادم. نتایج مدل من به گونه ای است که با آن می توان به راحتی روند مصرف دارو در استان های مختلف را در بازه های مختلف زمانی به دست آورد.

تفسیرهایم از نتایج، دوستان را سر ذوق آورد و همان جا پیشنهاد کردند که همین نتایج را در قالب اینفوگرافی (Fact Sheet) منتشر کنیم تا علاقه مندان بیشتری از آن آگاه گردند و مخصوصا اینکه پیام به گوش صاحبش که مدیران تصمیم گیر است، برسد.

با کله استقبال کردم و این اتفاق ان شالله بعد از چاپ مقاله رخ خواهد داد.

اما نکته ای در این میان است که قبلا در این پست به تفصیل روضه اش را خوانده بودم اینکه کاری کنیم خروجی این همه مقاله ولو آن هایی که کپی می شوند و کسی ککش هم نمی گزد در قالب جملات ساده و خبری به گوش همه برسد. تجربه ی دکتر جلالی در آن پست نشان داد که یک تحقیق علمی می تواند تاثیرگذار باشد به شرطی که شاخ و برگ پیچیدگی هایش را بزنیم و سعی کنیم تمام نتایج را شده حتی در یک  جمله خلاصه کنیم و به گوش مخاطب برسانیم. ولله صد بار بهتر است از ردیف کردن عنوان های پرطمطراق پشت سر هم و حل کردن مسائل کشورهای آن ور آبی صرفا برای دیده شدن در گوگل اسکولار و ارجاع خوردن (که از بدبختی ماجرا محققین ایرانی یکی از کم ارجاع شده ترین محققین هستند به نسبت حجم مقالات)

افتخار می کنم که سه ماه و با بیش از 10 بار مراجعه که گاها با بی احترامی هم همراه بود تا داده های واقعی را بگیرم، توانستم مسئله ای واقعی را برای خودم مدل کنم و حل اش کنم.

خدایی عرض می کنم: خیلی از مسائلی که سازمان های دولتی با قرارداد های کلان چند صد میلیونی و میلیاردی عقد قرارداد می کنند، کاملا قابل حل توسط تیم های دانشجویی است. اصلا آن شرکت ها و اساتید دانشگاه هم که پروژه های آن چنانی را با ارتباط و لابی گری می گیرند، تهش پروژه را می دهند به دانشجوهای خودشان تا انجام شود و این خودش یکی از موانع ارتباط صنعت با دانشگاه است که کسی تا حالا متذکرش نشده است. حالا حتما باید عنوان عضو هیئت علمی یا مدیر عامل فلان و بهمان باشد که قرارداد بسته شود؟

بیایید به خودمان قول دهیم یا مقاله ندهیم یا حداقل تلاش کنیم نتایج تحقیق مان را به گوش مردم و ذی نفعان برسانیم.

پست های مرتبط

بازی نوشابه | شبیه سازی زنجیره تامین

ان شالله فردا کارگاه تخصصی مدیریت و زنجیره تأمین ناب، شبیه سازی بازی نوشابه را با شرکت کنندگان تجربه خواهیم کرد.

این بازی به خوبی نشان می دهد، تاثیر یک تصمیم در بالای زنجیره ارزش (مشتری) چه تاثیر عمیقی در سراسر زنجیره تامین خواهد داشت.

این بازی در کتاب پنجمین فرمان تشریح شده است.

برای آشنایی بیشتر، مطالبی درباره این بازی از سایت ویکی پدیا نقل می شود

بازی آبجو  اولین بار توسط یک گروه از استادان در دانشکده مدیریت دانشگاه MIT برای نشان دادن تعدادی از اصول کلیدیمدیریت زنجیره تامین ساخته شد. بازی نوشابه، یک بازی برای شبیه سازی زنجیره تأمین مواد به وسیله چهار بازیگردان است؛ بنابراین هر تیم از ۴ نفر تشکیل شده است.

این ۴ بازی‌گردان به ترتیب عبارتند از: خرده فروش، عمده فروش، توزیع کننده و کارخانه.

شرکت‌کنندگان در این بازی باید هر کدام یکی از نقش‌ها را متقبل شوند و با توجه به وضعیت فعلی انبار خود و سفارشات مشتری و سفارش‌های تعویق افتاده هفته‌های قبل تصمیم به سفارش تعداد مورد نیاز نوشابه از تأمین کننده بالاسری خود بگیرند.

همه شرکت کنندگان دارای هدفی مشترک هستند که باید حتی الامکان مجموع هزینه‌های انبارداری و ضرر ناشی از خارج از موجودی بودن فروشنده در قبال سفارشات خریدار را در کمترین حالت‌های خود نگه دارند.

سناریوی بازی:

یک زنجیره تامین (supply chain) ساده شده آبجو را در نظر بگیرید، این زنجیره از یک خرده فروش (Retailer)، یک عمده فروش (Wholesaler) که نیازهای خرده فروش، یک توزیع کننده (Distributor) که نیازهای عمده فروش، و یک کارخانه با ظرفیت نامحدود که نیازهای توزیع کننده را تأمین می‌کند تشکیل شده است.

در هر هفته، هر بازیگر در تلاش برای برآوردن تقاضای مؤلفه پایین دستی خود است.

هر گونه سفارش که نتواند برآورده شود به عنوان backorder ضبط می‌شود و باید در اسرع وقت این سفارشات تعویق افتاده برآورده شوند و از backorder در بیایند. نکته مهم این است که همه سفارشات در نهایت باید برآورده شوند. در هر هفته از بازی هر بازیگر به ازای هر یک واحدی که در انبارش نگهداری می‌کند ۱ دلار باید بپردازد؛ و به ازای هر واحدی که در backorder قرار دارد باید هفته‌ای ۲ دلار جریمه بپردازد.

خصوصیات بازی

  • هر کدام از بازیگردانان انباری نامحدود دارند.
  • از ثبت سفارش تا رسیدن تعداد درخواستی سفارشات به تأمین کننده بالاسری ۲ هفته طول می‌کشد. (Information Delay)
  • زمان لازم برای رسیدن سفارشات به زیردستی پس از بارگذاری تأمین کننده بالاسری ۲ هفته می‌باشد. (Material Delay)
  • در تمام طول بازی صحبت هر یک از بازیکننان در مورد تعداد سفارشات خود با یکدیگر ممنوع است.

ان شالله تجربه های خوبی از کارگاه خلق خواهد شد.

پست های مرتبط

کارگاه تخصصی «مدیریت و زنجیره تأمین ناب»

آن زمان هایی که تازه سبیل هایم سبز شده بود و تازه از راهنمایی به دبیرستان آمده بودم، چند ماهی بود که فهمیده بودم کل یک خودرو را در یک کارخانه نمی سازند (هرچند که مرحوم هنری فورد اول بار همین کار را می کرد) و خودروساز در واقع یک کارخانه ی مونتاژ است که قطعات مختلف خودرو را از صدها تأمین کننده ی خود خریداری کرده و مونتاژ می کند. بعدها که بزرگتر شدم و عاقل تر، فهمیدم تا 85 درصد قیمت یک کالا به خاطر حمل و نقل آن در زنجیره تامین است. پس در واقع زنجیره تامین همه چیز است.

اینکه مواد اولیه از بیش از 400 تأمین کننده به چه مقدار، چه زمانی، با چه وسیله و با چه استانداردهایی به کارخانه مونتاژ برسد تا نه دچار کمبود شویم و نه دچار بیشبود و نه دچار هزینه های بیش از حد و کمرشکن هزینه انبارداری، عمق پیچیدگی مسئله را نشان می دهد.

زنجیره تأمین محدود به خودرو نیست. شرکت های دارویی را بیانگارید. همه شان کُمیت شان در زنجیره تامین لنگ است. نرخ فاسد شدن داروها در طول رسیدن از مواد اولیه به دست مشتری بسیار بالاست و مسائل انبار داری یکی از اصلی ترین چالش های آنها می باشد.

القصه اینکه می خواهیم این بار نه از برای نظام سلامت که برای زنجیره تأمین روضه بخوانیم و ببینیم تفکر ناب در زنجیره تأمین چه ها می کند.
محض اطلاع، تویوتا و وال مارت دو شرکت پیشرو در بهینه سازی فرآیندهای مرتبط با زنجیره تأمین خود هستند. ما این دو را موشکافانه بررسی خواهیم کرد.

کجا؟

کارگاه مدیریت و زنجیره تامین ناب

در کارگاه دو روزه «مدیریت و زنجیره تأمین ناب» که به همت دانشکده مدیریت دانشگاه الزهرا در تاریخ های 10 و 12 دی ماه برگزار خواهد شد.

بنده نیز افتخار دارم به عنوان مدرس در خدمت علاقه مندان باشم.

کارگاه رایگان بوده و حضور آن برای همه افراد بلامانع است. دوستان فعال در حوزه سلامت نیز بی بهره نخواهند بود از این کارگاه طرفه آنکه زنجیره تأمین و انبار، مسئله خیلی از بیمارستان ها و شرکت های دارویی هم هست.

برای ثبت نام، می توانید در پوستر کارگاه تدقیق کنید. باشد که شما را ببینیم و کلی از هم یاد بگیریم.

مشتاق دیدار

پست های مرتبط

سال آینده و بیمارستان هایی با جیب خالی

کتابچه ی بودجه ی امسال بیش از آن چه تصور می شد توجه اذهان عمومی را جلب کرد. بیشترش به خاطر سلبریتی ها بود که اهرم دولت برای کنترل تقاضای ارز دولتی، خاطرشان را مکدر کرده بود و عوارض خروج سه برابری از کشور را برنمی تابیدند و گرد و خاک به پا کرده بودند.

عده ای هم به درستی دست روی موسساتی گذاشته بودند که سال هاست بودجه های کلان می گیرند اما دریغ از دویست گرم خروجی.
اما در این وانفسای دعوا سر مربا که نه، سر بودجه، نگاهی به بودجه ی نظام سلامت نشان می داد که بودجه ی نظام سلامت کمتر شده و این یعنی وزارت بهداشت همچنان با چالش های هزینه های سنگین طرح تحول سلامت باید سر کند.

بپذیریم یا نه، همیشه ی خدا، مسائل با افزایش بودجه حل نمی شوند. خیلی از مسائل را می شود با نگاه دوباره به کارهایی که عمری بهشان و به بوی گندشان عادت کرده ایم، حل کرد.
خوب یادم هست زمان هدفمندی یارانه ها، فولاد مبارکه سپاهان مثل خیلی از صنایع که برق مفت مصرف می کرد و یکهو در مضیقه قرار گرفته بود، برخی از فرآیندهایش را اصلاح کرد و توانست مصرف برق کارخانه را به یک سوم کاهش دهد.
در زمان تحریم ها هم نه همه شرکت ها، که برخی از آنها فهمیدند که چاره ی ندارند جز اینکه در فعالیت هایشان بازنگری کنند و کردند و اتفاقا نتایج خوبی هم گرفتند.

چرا قبل از آن دست به چنین جراحی هایی نزده بودند؟ چون مجبور نشده بودند. اصولا یکی از راه های ایجاد تغییر این است که مجبور شوی به تغییر کردن یعنی تغییر کردن گزینه ای از گزینه ها نباشد، یک ضرورت تام باشد.
و اصولا یکی از وظایف رهبران (که در هیچ کتاب مدیریتی نیز گفته نشده) این است که جوری آینده ی زیبا را برایشان ترسیم کند که همه حال شان از وضع موجود به هم بخورد.

به نظر نویسنده این سطور هم، وزارت بهداشت باید سال آینده را سال «تمرکز بر افزایش کیفیت خدمات با اصلاح فرآیندهای کاری» خود نام گذاری کند. طرفه آنکه بهترین راه کاهش هزینه، اصلاح فرآیندها و حذف فعالیت های غیرارزش زاست که هم کیفیت را به ارمغان می آورد و هم کاهش هزینه ها را…

انصافا نمی گویم از تفکر ناب استفاده کنند. اصلا با همان روش «سلام و صلوات» بهبود بدهند ولی بدهند. ابزار که مهم نیست. مهم تفکر و نگرش درست به کار است. اگر دست روی دست بگذارند، خبرهای بدی در راه خواهد بود. نشانه هایش را از الان می بینید. برخی دارو ها پوشش بیمه ای شان برداشته شده و برخی در انتظار برداشته شدن هستند.

سال آینده بیمارستان ها نیز در خط مقدم کاهش هزینه ها خواهند بود وگرنه باید فاتحه ی سودآوری بیمارستان را به کل بخوانند. دیگر نه امیدی به شیر فلکه ی نفت هست و نه امیدی به پول های بادآورده. پزشکان خوب می دانند من چه می گویم. تغییر کردن مثل جراحی است.

 این موجود فربه و ناکارآمد مدیریتی که به اِهِن و تلوپ افتاده و بدجور سرفه می کند را درمان و جراح باید.

و کیست که نداند جراحی درد دارد. هیهات اگر فکر کنید می توان تغییر کرد بدون اینکه هزینه ی تغییر کردن را پرداخت.

قانون چیز را فراموش نکنید. «تا چیزی از دست ندهی، چیزی به دست نمی آوری»
آن چیز رهیدن از قوانین خودبافته ی کهنه و مهندسی مجدد و البته دردآور فرآیند های کاری وزارت بهداشت است.

و آنگاه «ان مع العسر یسرا…»

فتامل

پست های مرتبط

  • 10000
    اگر اندکی در رکاب مدیرانِ الاخص از نو دولتی اش باشید و کمی هم گوش هایتان به شنیدن افاضات آنها عادت نکرده باشد که همه چیز را از یکی اش…
  • 10000
    امروز فرصتی دست داد تا در نشستی که مرتبط با سیاست گذاری های بیمه سلامت کشور بود، در وزارت بهداشت حضور داشته باشم. خوشبختانه افرادی از هر دو طیف وزارت…

مرگ تدریجی یک شهر | جستاری پیرامون آلودگی هوا

این روزها آلودگی هوا دوباره مطابق سنت تمام این سال ها مهمان ریه ها و سلول ها و وجود من شماست

سالانه چند ده هزار نفر در ایران به صورت مستقیم از آلودگی هوا افقی می شوند و این خودش یک جنگ تمام عیار است
جنگی با خرد و تدبیر و عقل که ما همیشه در آن شکست خورده ایم

اگر مرگ و میرهای غیر مسقیم آلودگی هوا را هم کنار این ماجرا بگذاریم به وخامت و فضاحت این اوضاع پی خواهیم برد آن چنان که تمام سال را باید عزای عمومی بدهیم از برای این فاجعه طرفه آنکه زلزله ی کرمانشاه و بزرگتر از آن حکایت پیل و پشه خواهد بود

و همین طور است تصادفات جاده ای

در مدیریت قورباغه مشهور تر از آن است که فکر کنید
قورباغه را اگر یکهو در آب داغ بیاندازید جنگی می پرد بیرون (به مثابه یک رویداد ناگهانی اجتماعی مثل زلزله) اما اگر در آب ولرم باشد و کم کم دمای آب زیاد شود، قورباغه یا کریم وار بهت زل می زند تا اینکه تمام بدنش می سوزد و جزغاله می شود اما چیزی نمی فهمد و این حکایت ماست در برابر خیل عظیم مسائل اجتماعی

در مسائل اجتماعی همیشه خطر اثر قورباغه ای وجود دارد و این وظیفه تحلیل گر است قبل از اینکه زود دیر شود، اهمیت ماجرا را با سیخ بکند توی چشم سیاست گذران
و آه از سیاست گذاران…

آلودگی هوا یک جنگ علیه من و شماست که حاصل بی خردی تصمیم گیران ما نه برای این چند سال که از چند دهه است
به جان هر که دوست دارند، این مسئله قابل حل است فقط به شرطی که اول بدانیم آلودگی هوا باید یک مسئول داشته باشد تا بشود یقه او را گرفت که اگر چنین شد او خودش می رود و یقه ی بقیه را می گیرید و در تسلسل این یقه گیری مسئله هم کمابیش رنگ و بوی اصلاح می گیرید

شهرداری می گوید بنزین، بنزینیون می گویند خودروسازها، خودروسازها می گویند مردم، مردم هم…
وزارت بهداشت هم که منتظر است مردم مریض شوند تا کاری بکند و افتخار کند به اضافه کردن پشت سر هم تخت و بیمارستان

فتامل

پست های مرتبط

  • 10000
    یک قانون بسیار درستی در عالم وجود و نیز عالم کسب و کار ها هست به نام قانون پارکینسون. به زبان ساده می گوید برای هر کاری، هر چقدر ظرفیت…
  • 10000
    فرض کنید امروز در اخبار می خوانیم عباس کیارستمی بر اثر اشتباه پزشکی جان خود را از دست داد پشت بند این «رویداد»، آقای داریوش مهرجویی به پزشکان فحش می…