زلزله کرمانشاه؟ بگذار درباره ورزشگاه رفتن خانم ها صحبت کنیم

– پلاسکو آتش می گیرد، داعش به مجلس حمله می کند، شهید حججی به شهادت می رسد، خانم ها اجازه حضور ورزشگاه را پیدا نمی کنند، ترامپ از واژه ی خلیج عربی استفاده می کند و الان هم کرمانشاه زلزله می آید…

– عده ای همیشه می خواهند باشند. عده ای هم دنبال تسویه حساب سیاسی هستند، عده ای هم دنبال فان کردن این قضایا هستند تا چند روز دیگرِ بیکاری شان را با سوژه ای جدید سر کنند. یکی هم ژست سقراطی به خودش می گیرد و پشت بند هم می نویسد: ما مدیریت بحران نداریم، بحران مدیریت داریم.

– علی دایی شماره حساب اعلام می کند، جواد خیابانی بلند می شود و می رود کرمانشاه، صادق زیباکلام که کتاب کت و کلفتی به نام «ما چگونه ما شده ایم» می نویسد هم شماره حساب اعلام می کند، عده ای هم عدل چسبیده اند به مسکن مهر و باقی قضایا.

– سالانه بیش از 20 کنفرانس مرتبط با مدیریت بحران در ایران برگزار می شود. سازمانی داریم به همین نام. هلال احمر هم که ساخته شده برای این مواقع.

– و دست آخر، زلزله ای می آید در مقیاسی که کلا 200 هزار نفر را درگیر خود کرده و خر همه توی گل گیر می کند و یک کشور می خوابد.

رضا امیرخانی در کتاب «نفحات نفت» مثالی زیبا می زند:

فرض کنید همه سوار اتوبوسی شده ایم و اتوبوس دارد به سمت مقصدش پیش می رود. وسط جاده راننده شروع می کند به چپ و راست کردن و جاده خاکی زدن اتوبوس. همه ی مسافرانی که تا به حال سرشان توی کار خودشان بوده، نیم خیز می شوند. یکی می گوید راننده اش کار بلد نیست. یکی می گوید این طوری باید رانندگی کند. دیگری می گوید من از راننده بهتر می توانم رانندگی کنم و… حالا همه فکر می کنند راننده صلاحیت لازم برای رانندگی را ندارد و بدتر اینکه همه خودشان را ذی حق می دانند در اظهار نظر و حتی دخالت.

آیا این بی شباهت به وضع کنونی دولت ما و مردم ما نیست؟

در علم بهینه سازی بحثی داریم به این عنوان که: بهینه سازی های جزئی لزوما منجر به بهینه سازی کل سیستم نمی شود بلکه کار را هم بدتر می کند.

حضرت علی هم که 1400 سال پیش گفته است: عملیات دو نفره هم فرمانده می خواهد. راستی فرمانده عملیات نجات و آواربرداری زلزله کرمانشاه کیست؟

فرمانده ارتش؟ فرمانده سپاه؟ رئیس هلال احمر؟ استاندار؟ علی دایی؟ یا جواد خیابانی؟

اصلا شاخ ما علی دایی. قربان نیت خیر خودش و رفقای سلبریتی اش. سوال این است که با مثلا 10 میلیارد تومان چه کار می شود کرد برای این جماعتی که الان نیاز به پتو ندارند، نیاز به سرمایه برای ساخت خانه دارند؟

خبر رسیده که در بسیاری از اقلام، مازاد خورده اند و نیازی بهشان نیست. چرا اینقدر در فهم قانون اول اقتصاد – عرضه و تقاضا- مقاومت می کنیم؟

الان نمی خواهم در این مورد طرح مسئله بیشتری بکنم. فقط می گویم همه این عزیزان، دو هفته دیگر هم یاد زلزله زدگان خواهند بود؟

گیرم راننده اتوبوس ما پرت، شما چرا آتش بیار معرکه می شوید؟ مگر نه اینکه ما هم باید بالغ شویم تا خدا وضع مان را تغییر دهد؟

دو هفته دیگر هم همین توجه به کرمانشاه می شود؟ ان شالله که الحمد الله…

چرا الان کسی در مورد ورزشگاه رفتن خانم ها موضع نمی گیرد؟

با جو زدگی که نمی توان تغییر اجتماعی به وجود آورد. همت، صبر، حوصله، استراتژی و سازماندهی می خواهد تا تغییری رخ دهد.
اسیر رویدادها هستیم. کاش روند ها را می دیدیم. این گونه عقل و تدبیر هم قربانی احساساتِ زیبای احمقانه ی مان نمی شد.

فتأمل
#هادی_آقازاده

پست های مرتبط

کارگاه بهبود فرآیندهای بیمارستان با تفکر ناب

ان شالله روز چهارشنبه 17 آبان از ساعت 8 الی 13 در سالن کنفرانس 3 دانشکده مدیریت دانشگاه علوم پزشکی ایران، در مورد تفکر ناب و کاربردهای آن در بهبود فرآیند های بیمارستان در خدمتتان خواهم بود.

سعی خواهم کرد فضای کارگاه کاملا تعاملی و مبتنی بر نیازهای درک شده عزیزانی باشد که تجربه عملی نقص در فرآیند های بیمارستان را با گوشت و پوست لمس کرده اند. سورپرایزی هم برای شروع اول جلسه دارم که فکر می کنم جالب باشد و صد البته نیز برای علاقه مندانی که صرفا می خواهند از تولید ناب و تفکر ناب نیز بیشتر بدانند، دست خالی نخواهم بود. برای این عزیزان بیشتر از پاسخ، سوال ایجاد خواهد شد تا شاخک های اتلاف بینی و ارزش آفرینی در فرآیند ها را بیش از پیش مهم شمارند و قدر بدانند و پی اجرایش برآیند.

حالا که در حال تلمذ و به پیش بردن پروژه ای عملی در حوزه تفکر ناب در بیمارستانی نیز هستم، شوقی دو چندان برای به اشتراک گذاری آموخته هایم دارم.

کارگاه تفکر ناب در بیمارستان

با من اگر بود، قدم همه تان روی چشمم بود و این کارگاه می توانست رایگان باشد اما دوستان زحمت کش ما در دانشکده مدیریت دانشگاه علوم پزشکی تهران برای اجاره مکان و صد البته ارائه گواهی معتبر و برای پذیرایی از شما عزیزان اندک مبلغی بابت سرمایه گذاری شما برای یادگیری تان برای این کارگاه در نظر گرفته اند.

این هم شرایطش:

– هزینه کارگاه برای دانشجویان دانشگاه ایران 10000تومان و برای سایر دانشجویان 20000 تومان.

– جهت ثبت نام نام و نام خانوادگی، رشته و مقطع، نام کارگاه و کد پیگیری واریز را به شماره ۰۹۰۳۶۵۴۳۶۳۲ پیامک نمایید.

– شماره کارت: ۵۸۹۴۶۳۱۵۱۹۳۲۶۵۶۵ ؛ به نام آقای خسرو شاکری

و تاکید وافر نیز داشتند تا روز دوشنبه ثبت نام ها نهایی شود تا بتوانند بهتر برنامه ریزی کنند.

آدرس: خیابان ولیعصر، بالاتر از میدان ونک، خیابان رشید یاسمی، رو به روی بیمارستان خاتم الانبیا، دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی ایران

امیدوارم شما را ببینم و بیشتر از هم یاد بگیریم.

پست های مرتبط

برای غیرسلامتیون / چگونه با نظام سلامت آشنا شویم؟

بسیاری از دوستان در این چند ماه اخیر، با عناوین و پرسش های متفاوت، مسئله ی یکسانی را طرح کرده اند که آخر حرف شان به این سوال ختم می شود:

” من رشته ی مهندسی فلان و یا بهمان را خوانده ام و حالا می خواهم تز، پروژه و … خودم را در حوزه سلامت داشته باشم، می خواهم با نظام سلامت بیشتر آشنا بشوم، شما چه توصیه دارید؟ و چه منابعی پیشنهاد می کنید؟”

این روزها – به خصوص در بحث داده کاوی و یادگیری ماشین- خیلی ها می خواهند مسئله ای از نظام سلامت را حل کنند منتها خدایی خیلی افت دارد آدم نداند کارکرد نظام سلامت و ذی نفعان و مسائل عدیده و عمده اش چیست و بعد ادعا کند که توانسته مسئله ای از آن را حل کند.

برای دوستانی که غیر سلامت هستند، بهترین توصیه ام این است که کتاب های رشته های مدیریت بیمارستانی و اقتصاد سلامت را بر اساس سیلابس درسی و ترمی آنها – البته تا جایی که می توانند – مورد مطالعه قرار دهند تا با ساختار کلی نظام سلامت و اصطلاحاتش آشنا شوند. اگر خیلی اهل دل هم باشید، می توانید محتوای دوره های المپیاد مدیریت بیمارستانی را تهیه کنید و بنشینید و بخوانیدش (ایستاده نمی شود خواند. قبلش نیت هم بکنید)
و دست آخر تا می توانید در نشست های دانشجویی و غیردانشجویی آن هایی که زلفی از آنها – شده یک دانه- به نظام سلامت گره خورده شرکت کنید و تلمذ کنید. فقط یادتان نرود تلمیذ بی ارادت مثل عاشق بی زر است (ربطی نداشت. از این جمله خوشم می آمد گفتم بیاورمش)

اگر از من بپرسید چه حوزه از نظام سلامت بیشترین جا برای کار را دارد، من می گویم تو می خواهی چیکار کنی؟

می خواهی چیزی سر هم کنی و خودت را خلاص؟ یا می خواهی کار واقعی کنی؟

تکلیف اولی که روشن است. برای دومی مهمترین چالش نظام سلامت ایران در حال حاضر – از نظر من – بحث ساختار پرداخت و در شمایی کلی تر، نحوه ی گردش پول در نظام سلامت است طرفه آنکه آمریکای جهان خوار هم سر همین به بن بست رسیده و دست به دامن مایکل پورتر- پیامبر برنامه ریزان استراتژیک و هنری مینتزبرگ – بزرگترین مخالف پیامبر برنامه ریزان استراتژیک شده است.

تا نظام پرداخت درست نشود و تکلیف خرید خدمت و فروشنده اش و سهم هرکدام و صدالبته تکلیف بیمار ننه مرده در این ساختار مشخص نشود که قرار است برای دیدن روی ماه پزشک و پرستار پول بدهد یا به ازای ارزشی که برایش خلق می شود، هیچ چیز درست نمی شود.

بحث بعدی تولیت نظام سلامت. یعنی بالاخره ما نفهمیدیم مسئول سلامتی ملت کیست؟ حکما یادمان نرفته که اگر چند نفر مسئول یک کار باشند، در واقع هیچ کس مسئول نیست

بگذارید کمی قلقک تان هم بدهم. در 40 سال اخیر، هیچ کشوری نتوانسته هزینه های نظام سلامتش را کم کند. پس بحث بعدی هم می شود افزایش کیفیت خدمات درمانی و چگونگی کاهش هزینه های نظام سلامت.

بخوانید نظام سلامت را… کار روی زمین مانده بسیار است یا اولوالالباب…

پست های مرتبط

پله پله تا پختگی جوجه داد/ پروژه تفکر ناب در بیمارستان

سپاس خدای عز و جل را که خیلی با مرام و داش مشدی است. حالا می گویم چرا…

زمانی که پله پله تا پختگی را می نوشتم آرزویم این بود که بتوانم این آموخته ها را در میدان واقعی و برای افرادی که خود به اهمیت پرداختن به چنین موضوعاتی پی برده بودند نیز پیاده کنم.
به قولی پیاده سازی تفکر ناب در بیمارستان ها و در کل صنعت کشور را رسالتی برای خودم میدانسته و می دانم و این شده که چند روزی است درگیر پروژه کاهش زمان تاخیر در اتاق عمل های یکی از بیمارستان های تهران به عنوان مدیر این پروژه شده ام

در دو روز اخیر در گمبا یا محل واقعی انجام کار بودم
عمل ها را دیدیم و با ذی نفعان مختلف گرم گفتگو شدیم و بسیار لذت ها بردیم و شوق اندوختیم

حیف که فعلا اجازه ندارم تا در مورد پروژه بیشتر بنویسم و به سان پله پله تا پختگی خاطرات هر روز را بنویسم (که البته تلاش میکنم این مهم به نحوی دیگر صورت گیرد) با این حال تلاشم این است که بیش از پیش راه را برای ورود مهندسین و بالطبع ریاضیات به سازمان های سرتاپا شهودی چون بیمارستان ها باز کنیم و زهی سعادت که ابزار دم دستمان برای ورود هم تولید نابی باشد که با تمام قوا باورش دارم

راه سخت است. می خواهند تغییر کنند اما درد نکشند…
پناه می برم به خدا از وسوسه و بیمی چنین هایل…

امیدوارم با خاطرات این پروژه بتوانم در خدمتتان باشم

پست های مرتبط

گفتگوی دو پزشک/ مدیر بودن یا نبودن پزشکان؛ مسئله این است

متنی که در ادامه می آید، مباحثه دو پزشک در حوزه نظام سلامت ایران است. این گفتگو با اجازه دکتر هابیل گریوانی، منتشر می شود و برای پزشک دیگر- بنا به صلاح دید ایشان، از نام مستعار “ف.ف” استفاده می شود. ضمنا توصیه می کنم حتما مقاله ی اشاره شده در متن را مطالعه نمایید. بسیار جالب است.

دکتر ف.ف: 

بکارگیری پزشکان در پستهای مدیریتی بیمارستانها و کیفیت عملکرد آنها از مدتها پیش مورد بحث و گفتگوهای زیادی بوده است.

بتازگی یک مطالعه مرور سیستماتیک از آقای جفری برایت ویت در این خصوص منتشر شده که خواندن آن برای مباحث مدیریتی نظام سلامت میتونه جالب باشه:

 Medical leadership, a systematic narrative review do hospitals and healthcare organisations perform better when led by doctors

پاسخ دکتر گریوانی:

عرض سلام بر دکتر عزیز.
واقعیت امر این است که بسیاری از علوم دارای سه جنبه:
۱. دانش
۲. تجربه
۳. هنر هستند.
مثل پزشکی. مثل مدیریت…
به نظر من اشکال در این که چه کسی باید اداره کند نیست… یک پزشک وقتی در مسند مدیریت مینشیند در واقع از علم مدیریت چندان بهره نبرده(به جز دوستانی که دوره mphو … میگذرانند)
بنابر این مدیریت وی مبتنی بر تجربه و خلاقیت است.
متقابلا وقتی مثلا یک فارغ التحصیل مدیریت هم در مسند ریاست فضاهایی مثل بیمارستان مینشیند از دانش سلامت بی بهره است و در تخصیص منابع و نیازمندی ها ناچار است همان راه تجربه را پیش بگیرد…
بنابراین به نظر این بحث مثل دعوای مرغ و تخم مرغ است.
واقعیت این است که مدیریت چنین فضاهایی مدیریت تیم است و نه فرد!
انتصابها باید مبتنی بر صلاحیت علمی و تجربی باشد و نه مناسبات سیاسی.
اگر قرار است مدیر پزشک باشد باید حتما دوره مدیریت گذرانده باشد و مشاوران فارغ التحصیل در علم مربوطه را داشته باشد و اگر فارغ التحصیل مدیریت است باید حتما دوره متناسب را گذرانده باشد و مشاوران سلامت داشته باشد.
(من به شخصه گزینه دوم را ترجیح میدهم)

مشابه این موضوع هم که چند روز قبل در خصوص پذیرش رشته هایی مولتی دیسیپلینری مثل انفورماتیک مدیسین..مهندسی بیوالکتریک و … شد.. که به نظر من واقعیت چیزی شبیه به این است.
افرادی که میخواهند وارد شوند باید عاشق هر دو جنبه باشند و خودشان را با موضوع متقابل در رشته شان درگیر کنند.
اینکه فارغ التحصیل کامپیوتر باشید یا پزشک یا پرستار یا … باشید فرق نمیکند. باید روش درست باشد.

پست های مرتبط