از خامی تا پختگی 5؛ کارورزی یک مهندس صنایع در بیمارستان

بیماری که قرار است با ایشان طی طریق کنیم، یک پیرمرد مسن و البته بسیار خوش تیپ است. مدیر فروش کل یکی از فروشگاه های زنجیره ایست و جانباز ارتشی 8 سال جنگ تحمیلی…

ترکش های تنش را در مانیتور x-ray آنژیوگرافی خود به عینه دیدم و به خصوص ترکشی را که بر قلبش چنبره زده و با هر تپش قلب آن هم بالا پایین می رود و چه زیباست قدرت خدایی که ترکش چسبیده  به قلب را بغل حساس ترین عضو بدن نگه می دارد.

می گویم کارمان را به ایشان. بسیار استقبال می کند. خانم شان از خودشان مضطرب تر هستند

از بخش پذیرش به اتاق های بخش می رویم

خیلی سریع کارشان را انجام می دهند

بعد از 20 دقیقه آماده ی عمل می شوند

همه چیز در نهایت نظم خودش پیش می رود

اما همیشه این طور نیست. این را مسئول پرستاری اتاق های بخش می گوید

در بخش که منتظر بودم تا بیمار آماده شود، یک پیر مرد بسیار مسن کنارم می نشیند

می پرسد آقا دکتری؟

می گویم: نه

می گوید: آقاااا تو رو قرآن بیا پف پای منو بخوابون، تو روخدا….

می گویم پزشک نیستم اگر بودم این کار را برایتان می کردم. بهتر است برگردید و روی تخت تان استراحت کنید

با بیمار همراه می شوم دوباره.

عمل به خوبی انجام می شود.

بعدش ریکاوری و بعد انتقال به بخش

الان که این مطالب را می نویسم

ایشان در بخش هستند و قرار است بعد از ظهر مرخص شوند

قبلا نیز گفته ام که فرآیند بسیار وابسته است به برنامه های پزشک

لذا برنامه های همه پزشکان را گرفته ام. اطلاعاتی که از بیمار ثبت می شود را هم.

کلی عکس از در و دیوار نیز.

همه ی این ها مبنای تحلیل های بعدی ما خواهد  بود

در مورد زمان،

خوشبختانه همه زمان ها را نوشته ام

اما این مورد min زمان هاست

باید چند نمونه دیگر را بررسی کنیم و بعد روی زمان ها فکر کنیم و تحلیل.

تازه متوجه می شوم که اوضاع از چه قرار است

دفعه ی بعد چند بیمار دیگر را بررسی می کنیم

پست های مرتبط

مدیریت منابع انسانی در نظام سلامت

با تجربه و شناختی با مشاهده هایم از واحد های عملکردی نظام سلامت از قبیل بیمارستان ها، کلینیک ها و سایر حوزه های مرتبط با سلامت داشتم، به نظر می رسد یکی از عمده شکاف های بسیار مهم در حوزه نظام سلامت و در واقع حلقه ی گم شده ی این صنعت پیچیده، عدم وجود سازوکار و ساختاری تحت عنوان «مدیریت منابع انسانی» در این کسب و کار می باشد.

اگر قرار باشد تنها یک صنعت از وجود واحدی تحت عنوان مدیریت منابع انسانی بهره مند گردد، آن صنعت قطع به یقین نظام سلامت خواهد بود چرا که یکی از تخصصی ترین حرفه های موجود در دنیا – پزشک- در این صنعت حضور دارد، قدرتش بر قدرت مدیریت می چربد و هم اوست که حرف آخر را می زند

از طرفی بر هم خوردن موازنه ی تقسیم و گردش پول در این صنعت به نفع پزشکان، سایر عناصر کلیدی این ماجرا از قبیل پرستاران را ناراضی کرده است.

قبل از ادامه بحث بهتر است نگاهی به کارکرد های واحد مدیریت منابع انسانی داشته باشیم

در مدیریت منابع انسانی چندین شیوه مهم برای پیاده سازی استراتژی های مرتبط با مدیریت منابع انسانی وجود دارد که عبارت‌اند از:

  • تحلیل کار و طراحی شغل: مشخص می‌کند چه تعداد پرسنل با مهارت و دانش خاص برای سازمان نیاز است.
  • برنامه‌ریزی منابع انسانی
  • گزینش: انتخاب کارکنان مناسب
  • آموزش و ساخت‌وساز: آموزش کارکنان برای انجام وظایف خود و آماده‌سازی آن‌ها برای آینده
  • مدیریت عملکرد: سنجش کارایی کارکنان
  • پاداش به کارکنان
  • روابط کارکنان:خلق محیط مناسب کاری

که البته به این موارد باید جانشین پروری را نیز اضافه کرد

how-healthcare-hr-can-develop-highly-engaged-physicians

در منطق مدیریت منابع انسانی، نیروی کار به عنوان اصلی ترین منبع و دارایی سازمان محسوب می شود و لذا حرکت در مسیر ارضای نیاز های این کارکنان و فراهم آوردن شرایط مناسب برای عملکرد بهتر کارکنان در رأس برنامه های این واحد قرار دارد

البته این قسمتی است که تنها برای درج در کتاب ها به کار می آید و آنچه از واحد منابع انسانی به واقع در سازمان های ایرانی وجود دارد، همانا تنها گزینش کارکنان است که آن هم نیاز به واحد ندارد و در سازمان های دولتی بر اساس بند پ صورت می گیرد و این واحد تنها کارهای بعد از استخدام این افراد را انجام می دهد.

اما در مورد نظام سلامت، اگر یک فرد مدیر در رأس وزارت بهداشت قرار گیرد، یکی از اولین واحد هایی که بایستی آن را احیا کند، همین واحد منابع انسانی است چرا که می تواند با نگاه تحلیلی و آسیب شناسانه، شکاف های موجود در ساختار های نادرستی منابع انسانی نظام سلامت ایران را شناسایی کرده و در جهت رفع آن اقدام نماید.

اگر منابع انسانی در نظام سلامت در مسیر درست هدایت شود، می توان به اصلاح سایر ساختار های نظام سلامت نیز امیدوار شد. چرا که این منابع انسانی بسیار با تخصص این صنعت است که موفقیت و شکست هر طرحی را رقم خواهد زد و هم اوست که باید تغییر یابد

برای تغییر بهترین استراتژی آموزش افراد است و چه واحدی بهتر از منابع انسانی می تواند این امر مهم را به سرمنزل مقصود سوق دهد؟

دکتر ایشیکاوا چه زیبا می گویند:

کنترل کیفیت (در اینجا هر بهبود کیفیت دیگری) با آموزش شروع و با آموزش پایان می پذیرد.

1015253

پست های مرتبط

از خامی تا پختگی 4؛ کارورزی یک مهندس صنایع در بیمارستان

وارد بیمارستان که می شوم یک بیمار که پیرمرد باشد دارد به مسئولان حراست فحش می دهد!

از لابی که می گذریم می روم به کت لب یا همان بخش آنژیوگرافی و آنجا تصمیم می گیریم که فرآیند کلی را بازدید کنیم

نیازمند درک کلی از فرآیند ورود بیماران تا مرحله ترخیص آنها هستیم
با خانم مسن مهربانی که رنج دیدن رنج دیگران در چهره اش پیداست و مسئول پذیرش است همراه می شویم
پرونده ها را نشان مان می دهد
می گود تخت نداریم. تقریبا هیچ وقت تخت نداریم
سوال و جواب های صنایعی مان سردگم ش می کند
راهنمایی می کند ما را به اتاقی که بیماران آنژیو قبل از عمل آنجا لباس خود را تعویض می کنند و آماده می شوند

در آن اتاق با یک خانم جوانی که بد اخلاق نیست اما اصرار دارد بد اخلاق جلوه کند، صحبت می کنیم
بعد از مدتی یخ اش می شکند و بهتر جواب می دهد

بعد از آن به آزمایشگاه ها می رویم و آزمایشگاهی که آزمایشگاه خون باشد
شلوغ است اما شلوغی اش به خاطر تجمیع آزمایشگاه ها در یک جا است

پس از بازدید متوجه می شویم که گلوگاه اصلی سیستم که ظرفیت کل سیستم را پایین می آورد همان برنامه ریزی نادرست است
فرآیند صدور جواب آزمایش هم گلوگاه بعدی است

دفعه ی بعد با زمان سنج و فرم زمان سنجی درست و حسابی می رویم

وقت ش رسیده که کار خود را با اعداد و ارقام به پیش ببریم، نه با ظن و گمان

پست های مرتبط

تفکر سیستمی در نظام سلامت 1

فرض کنید امروز در اخبار می خوانیم عباس کیارستمی بر اثر اشتباه پزشکی جان خود را از دست داد

پشت بند این «رویداد»، آقای داریوش مهرجویی به پزشکان فحش می دهد. عده ای از سینماگران موضع های تندی به جامعه ی پزشکی می گیرند و در عوض جامعه ی پزشکی در برابر این «رویداد» موضع گرفته و جنگ لفظی شدیدی بین گروه سینما گران و جامعه پزشکی رخ می دهد و همین «رویداد» به بطن جامعه تسری پیدا می کند و همه از وزیر بهداشت گرفته تا آن اینستاگرامی عزیز که عادت دارد زیر پست هنرمندان آدرس قالی شویی اش را برای تبلیغ درج کند، درگیر این «رویداد» می شوند.

بعد از مدتی که گرد و غبار می خوابد و سوژه های جدیدی برای «قومی که نمی اندیشند» بروز می کند، دیگر کسی نه سراغ

علت مرگ عباس کیارستمی می گیرد و نه اصلا برایش مهم است این «رویداد»

اما فرض کنید کسی هست که می داند مرگ عباس کیارستمی، کارگردان بزرگ ایرانی، یک «رویداد» است.

سوالی از خود می پرسد:

« فکر کنم دیروز نیز خواندم که یک نوجوان روستایی جان خود را بر اثر اشتباه پزشکی از دست داده است. پس باید ورای «رویداد» مرگ عباس کیارستمی، یک روند و نظمی در پدیده ی اشتباهات پزشکی وجود داشته باشد.

در اینترنت جست جو می کند و دنبال «روند و الگوی» اشتباهات پزشکی در ایران می گردد.

چیزی پیدا نمی کند.

آمار اشتباهات پزشکی آمریکا را مرور می کند.

فاجعه است.

«روند و الگوی» اشتباهات پزشکی در آمریکا علی رغم همه ادعاهای آمریکایی ها، یک رشد فزاینده دارد و سالانه جان 98 هزار آمریکایی را می گیرد.

پس حدس می زند در ایران نیز «روند و الگوی ساختار یافته ای» در اشتباهات پزشکی حاکم است که منجر به بروز اشتباه می شود.

یک موضوع پژوهشی تعریف می کند.

و به دنبال «علل و ساختارها»ی ایجاد این روند و الگو ها می گردد.

وقتی «علل و ساختارها»ی نظام سلامت ایران را واکاوی می کند، متوجه می شود که اشتباه پزشکی بر اثر فرآیند های نادرستی است که سیستم درمانی ایران و آمریکا و… دارد و نه صرفا قصور پزشک.

در واقع پزشک مقصر اول و آخر نیست. فرآیند های ارائه خدمات مشکل دارند.

«ساختار ها» اشتباه هستند.

در نگاه کلان تر «ساختار های نادرست منجر به رفتار های نادرستی چون اشتباه پزشکی می شوند»

و وقتی به دنبال علت ایجاد «ساختار» ها می گردد، به باورها و ارزش های تک تک ذی نفعان نظام سلامت می رسد که در یک هم افزایی بسیار پیچیده، ساختار های نهان  و آشکار را ایجاد کرده اند که منجر به بروز اشتباه پزشکی می شود.

چیزی که به آن «مدل های ذهنی» می گویند.

این چکیده ی مختصری بود از آنچه که یک «متفکر سیستمی» باید در برابر رویداد ها بدین گونه بیاندیشد.

96-641-1-pb

در پست های آینده بیشتر در مورد «تفکر سیستمی» در نظام سلامت برایتان خواهیم نوشت.

با ما همراه باشید.

پست های مرتبط

  • 10000
    نوشتن از سیستم سلامت کار بسیار سختی است. چون باید بتوانی همه پارامتر های اثرگذار در این سیستم و نقش هر کدام را به خوبی توصیف کنی. اتفاقی که تا…
  • 10000
    یکی از درس های غول پیکر مهندسی صنایع، درس کنترل پروژه است. ایده ی اصلی این درس این است که برای خوردن یک فیل باید آن را به قسمت های…

از خامی تا پختگی 3؛ کارآموزی یک مهندس صنایع در بیمارستان

به به…
واقعا چه زمانی رسیدم!
دستگاه تصویربرداری ایکس ری دچار نقص فنی شده و بیمار در حال عمل، بلاتکلیف رها شده است
پزشک جراح مسن و عصبانی، ابرو در هم فشرده و بد و بیراه به مسئولان بیمارستان می گوید

خانم محمدی و تیم شان به مسئول تعمیرات زنگ می زنند
می گوید الان می خواهم بروم بانک نمی توانم بیام!!
پزشک از کوره در می رود….

بالاخره بعد از راهنمایی های تلفنی، دستگاه شروع به کار می کند

پزشک، گوساله ها گوساله ها گویان راهی عمل می شود

اما این پایان ماجرا نیست
وسط کار دوباره پرشک عصبانی می شود و سر بیمار داد خفیفی می کشد و می گوید: تو که فیلم عمل قبلی ت رو نیاوردی پس چرا اومدی خوابیدی روی این تخت؟!

بیمار هم که کمه کم یک ربع با سیمی به طول یک و نیم متر در بدن، معطل رها شده بود، هیچ نمی گوید

او تقصیر ندارد. سیستم و چک لیستی باید…

خانم محمدی بعد از عمل با من درد دل می کند
می گوید می بینی شرایط سخت کاری ما را؟
سریع فرصت کرده و سوال کلیدی را می پرسم:
نرخ خرابی هایتان چقدر است؟
می گوید زیاد اتفاق می افتد
از برنامه تعمیرات نگهداری شان می پرسم
می گوید داریم اما دستگاه قدیمی است و پیش می آید

پس برنامه تعمیرات نگهداری باید…

پزشک نگاهی با کظم غیظ به من می اندازد و مطمئنم دارد توی دلش می گوید، این بچه مچه ها اینجا چکار می کنند!!

منم اصلا به روی خودم نمی آورم و لبخند ملیحی به سویش پرتاب می کنم

عمل دوم آشنای پزشک است باالطبع با خوش و بخش همراه است

همه چیز عادی پیش می رود
بعد از عمل می بینم خانم محمدی را که فرمی پر می کند
می گوید تمام اقلامی را که برای بیمار مصرف می کنیم را می نویسم

از کم و زیادش می پرسم و می گوید:
اره ممکنه بر اساس شرایط بیمار اقلام بیشتری مصرف سود اما بیمه ها می دهند و اتفاقا مشکل اصلی ما با بیمه ها هم همین است

در کل 17 نوع عمل آنژو گرافی در آنجا صورت می گیرد که 80 درصد آن ها از دو نوع است

فضا و ظرفیت خالی بسیار زیادی وجود دارد در سیستم که اگر آزاد شود می تواند بیمارستان مذکور را به هاب آنژوگرافی در تمام تهران تبدیل کند اما فعلا کسی نه می داند ظرفیت چیست و نه می خواهد بداند

چالش اساسی ما اما همین است:

چگونه بهره وری را بیشتر کنیم و کارمندان هم به فشار کاری زیاد دچار نشوند

یاد سیستم مودا (اتلاف)، موری(اضافه بار) و مورا (ناهماهنگی و نوسان) تویوتا می افتم که تویوتا سال هاست با آن ها می جنگد و برای همین است که شده قابل اطمینان ترین خودروساز دنیا.

پ.ن: به پزشک عصبانی حق نمی دهم که بر سر بیمار داد بکشد اما اگر خودم هم جای او بودم عصبانی می شدم از بی برنامه گی ها
شرایط کاری شان سخت است
یادمان نرود دفعه ی پیش پزشکی را برایتان مثال زدم که با شوخی و خنده عمل می کرد و روحیه را بالا می برد
پس همه مثل هم نیستند

پست های مرتبط